ايميل:

كلمه عبور:


مرا از مطلب‌های جدید باخبر کن!
ايميل من:


فهرست مطالب


ارائه توسط: John Purrier
مترجم: محمد علی بزرگ زاده 1396/10/21
در این اپیزود که در ژوئن ۲۰۱۶ منتشر شده است جف میرسون با جان پریر در مورد OpenStack صحبت می‌کند. OpenStack یک سیستم‌عامل ابری متن‌باز است. جان پریر بنیانگذار OpenStack و مدیر ارشد فنی Automic Software است. به عنوان مدیرارشد فنی، او مسئولیت راهبری استراتژی خودکارسازی (Automation) را بر عهده دارد. او که بیش از ۲۰ سال تجربه رهبری در صنعت IT را دارد، اخیراً مدیرارشد فنی آزمایشگاه ابداعات CenturyLink شده است و بر روی فناوری‌های جدید و درحال ظهور ابری، شامل قابلیت همکاری بین ابری و DevOps تمرکز دارد. جان قبلاً رهبر راهبردی و فناوری AppFog بوده است و رهبری توسعه و تحویل اولین نسخه Microsoft Exchange Server را هم بعهده داشته است. او همچنین، رهبری R&D را در RackSpace انجام می‌دهد.
جان، به SE Radio خوش آمدی.
از اینکه دعوتم کردید متشکرم.
OpenStack چیست؟
همانطور که شما گفتید یک پروژه متن‌باز است. یک سیستم‌عامل ابری است. اساساً ایده پشت OpenStack ساختن یک زیرساخت متن‌باز به منزله یک پلتفرم به عنوان خدمت (Platform as a Service) است. بنیانگذاران اولیه، RackSpace و NASA بودند. دو پروژه اول، یکی پروژه محاسبات و دیگری یک پروژه ذخیره‌سازی اشیاء بود. از آن زمان طی ۶ سال اخیر، تعداد پروژه‌ها و محدوده آن‌ها خیلی فراتر از آن دید اولیه شده است.
برای آن دسته از مخاطبان که ممکن است این اصطلاح را ندانند بگویید زیرساخت به عنوان خدمت (Infrastructure as a Service) چیست؟
می‌توان اینطور دید که به جای اینکه بروید و کامپیوترهای خود را بخرید، یک ساختمان بیابید، آن را اجاره کنید، برق و سیستم تهویه‌اش را برپا کنید و یک مرکز داده برپا کنید، در عوض، آن را از کس دیگری اجاره می‌کنید. در حالی که می‌توانید پروژه‌های زیرساخت به عنوان خدمت خصوصی هم داشته باشید، وقتی از زیرساخت به عنوان خدمت صحبت می‌کنیم، اغلب افراد زیرساخت‌های ابری عمومی مانند Amazon و Azure و Google Cloud را در نظر می‌آورند. بنابراین نگاه ساده‌اش این است که سرورها را از کس دیگری اجاره می‌کنم.
ما این ابرهای عمومی مانند Amazon و Azure و Google Cloud را داریم. چرا به یک سیستم‌عامل ابری متن‌باز نیاز داریم؟
سئوال خوبی است. فکر می‌کنم سئوال می‌تواند به این شکل باشد که چرا به ازای هرکدام از پیاده‌سازی‌های اختصاصی به یک نسخه متن‌باز هم نیاز داریم. من اینطور استدلال می‌کنم که اول از همه، برای صنعت و اکوسیستم خوب است. اما بطور خاص زیرساخت‌های ابری، خیلی مبتنی بر همکاری هستند. شرکت‌ها و سازمان‌های زیاد مختلفی با هم جمع می‌شوند. این توانایی که بتوانیم یک پروژه بزرگ مانند این را با همکاری هم بسازیم خیلی قدرت‌بخش است. شرکت‌های خیلی کمی در دنیا هستند که بتوانند پروژه‌ای که به بزرگی OpenStack امروز باشد را راه‌اندازی و نگهداری کنند. آخرین باری که دیدم، بیش از ۳۰۰۰۰ عضو بنیاد OpenStack بودند که در بهبود نرم‌افزار مشارکت می‌کنند که چیز خیلی خوبی است.
بنابراین، این، همان سیستم‌عامل متن‌بازِ زیرساخت به عنوان سرویس است. آیا می‌توانید مثالی از شرکت‌هایی بزنید که امروزه از OpenStack استفاده می‌کنند تا یک نمونه کاربرد اولیه داشته باشیم که شاید در ادامه بحث به آن ارجاع داشته باشیم.
صدها شرکت هستند که امروزه به شکل‌های مختلف از OpenStack استفاده می‌کنند. برخی از آن‌ها حالت تصویر تبلیغاتی‌مان را دارند. از تجاری‌های‌شان، Wal-Mart است. Wal-Mart برای توسعه سیستم تجارت الکترونیک خود، در مراکز داده‌شان، از OpenStack استفاده می‌کنند. مورد دیگر آزمایشگاه تحقیقاتی CERN است که در سوییس یک برخورددهنده بزرگ مقیاس می‌سازد. هرکسی که در نشست‌های اخیر طراحی OpenStack بوده‌، [مشاهده کرده است که] هر دو این سازمان‌ها پیش‌قدم شده‌اند و نحوه استقرار بزرگ‌مقیاس خود را ارائه کرده‌اند.
آیا این سازمان‌ها، سرورهای خود را دارند و OpenStack را بر روی آن اجرا می‌کنند یا اینکه یک میزبان ابری را اجاره کرده‌اند که OpenStack را بر روی آن قرار داده‌اند؟
سئوال خوبی است. بسته به سازمان، ممکن است هرکدام از این‌ها یا هردو را انجام دهند. نحوه مرسوم نصب OpenStack این است که در یک ابر درمحل (On-premises) یعنی خصوصی باشد. بنابراین [احتمالاً شرایط در هنگام نصب به این شکل است که] مرکز داده خودم را دارم و احتمالاً مجازی‌سازی کرده‌ام و طی ۱۰ سال اخیر، با استفاده از VMware یا دیگر فناوری‌های مجازی‌سازی، این کار را انجام داده‌ام و حال واقعاً می‌خواهم که خدمات بیشتر، خودکارسازی‌های بیشتر و پاسخگویی‌های بیشتری برای مشتری‌های داخلی خود داشته باشم.
ادامه مطلب ...

ارائه توسط: Jonas Boner
مترجم: سید مرتضی هاشمی 1396/09/21
در این قسمت که در آگوست ۲۰۱۱ ضبط شده است مارکوس ولکر با یوناس بونر در مورد Akka صحبت می‌کند. Akka یک چارچوبِ کاری مبتنی بر اسکالا است که برای برنامه‌های هم‌روند (Concurrent) و توزیع‌شده استفاده می‌شود. Akka از اکتورها، ارتباط از راه دور، و حافظه‌ی تراکنشی پشتیبانی می‌کند. در این مصاحبه به مهم‌ترین جنبه‌های Akka و چگونگی استفاده از آن نگاهی می‌اندازیم. علاوه بر این به طور خلاصه در مورد فعالیت یوناس در شرکت Typesafe صحبت می‌کنیم.
به این قسمت از برنامه‌ی مهندسی نرم‌افزار خوش آمدید. در این قسمت باز هم در مورد چیزی مرتبط با اسکالا صحبت می‌کنیم. تا به حال دو قسمت در مورد آن داشته‌ایم: یک قسمت معرفی اسکالا و یک قسمت دیگر هم برای خبرهای جدید ، که مارتین ادرسکی مهمان آن‌ها بود. در این قسمت در مورد یک پروژه‌ی میان‌افزار (Middleware) جالب اسکالا به نام Akka صحبت می‌کنیم. احتمالاً در مورد آن شنیده‌اید. در آن سوی خط با یوناس بونر صحبت می‌کنم که توسعه‌دهنده‌ی پیشرو و مخترع Akka است. درست است؟
بله. البته امروز [انجمن] Akka بیش از من است. چند سال پیش شروع کردم و طی یک و نیم سال گذشته یک تلاش تیمی بوده است.
فکر می‌کنم ویکتور کلنگ یکی از آن‌هاست که همیشه توئیترش را می‌خوانم :-)
بله. او یکی از توسعه‌دهندگان کلیدی است؛ آدم خارق‌العاده‌ای است. توسعه‌دهندگان فوق‌العاده‌ی دیگری هم داریم و من فقط یکی از اعضای گله هستم :-)
شما قطعاً چهره‌ای هستید که بسیاری آن را به Akka نسبت می‌دهند. آیا می‌خواهید کمی خودتان را معرفی کنید تا افراد بدانند با که صحبت می‌کنیم؟
حتماً. من یوناس بونر هستم. من در سوئد زندگی می‌کنم؛ در شهر کوچکی به نام آپسالا خارج از استُکهلم. بیش از پنج سال است که با اسکالا کار می‌کنم. قبل از اسکالا با Erlang وارد برنامه‌نویسی تابعی (Functional) شدم. خلاصه این‌که از Erlang خیلی به هیجان آمدم و تلاش کردم سایر افراد -چه همکاران، و چه مشتریان- را نیز ترغیب کنم اما کار سختی بود. زبان فوق‌العاده‌ای است اما سیستم زمان اجرا و کتابخانه‌های مخصوص به خودش را دارد. اما من فکر می‌کردم چیزهای زیادی خوبی در مورد آن هست و نباید آن را در حد خوره‌های (Geek) زبان Erlang نگه داشت. می‌خواستم برخی از مفاهیم آن را به JVM منتقل کنم. بنابراین حدود دو و نیم سال پیش Akka را شروع کردم. پیش از آن در یک شرکت خوشه‌بندی JVM به نام Terracotta کار می‌کردم. در فاصله‌ی بین Terracotta و Akka در شرکت مشاوره‌ای خودم هم کار می‌کردم. قبل از Terracotta حدود چهار یا پنج سال در مجموعه BEA در تیم JRockit و تیم JVM کار می‌کردم. آن‌ها یک تیم در استُکهلم (سوئد) دارند. بنابراین من عمدتاً درگیر نوشتن محصولات میان‌افزاری در سیستم‌ها بوده‌ام. علاوه بر این در زمینه‌ی مقیاس‌پذیری همروندی کد (Code Concurrency Scalability) مشاوره می‌دهم که بیشتر مربوط به سمت سرور در پشته‌ی [تکنولوژی‌های برنامه‌نویسی] است.
با نگاه به Akka کاملاً واضح است که Erlang الهام‌بخش آن بوده است. ممکن است خلاصه‌ای از Akka به ما بگویید؟ و این‌که تأثیر‌پذیری‌های اصلی آن از Erlang چیست؟ بعداً در مورد ماژول‌های مختلف آن صحبت می‌کنیم اما فعلاً در یک توصیف اجمالی آن را خلاصه کنید.
قطعاً از Erlang تأثیر گرفته، اما از برخی زبان‌ها و ابزارهایی دیگر هم تأثیر گرفته است. من تلاش کرده‌ام برخی ابزارها و روش‌های فکری را که ممکن است به نظر یک توسعه‌دهنده‌ی عادی جاوا، بیگانه به نظر بیاید را کنار هم بیاورم. ابزارهایی که مشکلات همروندی و مقیاس‌پذیری، و تحمل‌پذیری شکست (Fault Tolerance) را به شکل زیبایی حل می‌کنند. ما مدل اکتور در همروندی (Actor Model of Concurrency) را از Erlang اقتباس کردیم که مدلی حتی بهتر از محاسبات توزیع‌شده است. سبک تحمل خطا و قابلیت اطمینان (Reliability) را هم از Erlang اتخاذ کردیم که گاهی به آن «بگذار خراب شود» (Let it Crash) یا «شکست را بپذیر» (Embrace Failure) گفته می‌شود. بعداً بیش‌تر در مورد این صحبت می‌کنیم.
ما از Akka برای مقیاس‌پذیری عمودی روی معماری‌های چند هسته‌ای استفاده می‌کنیم؛ یعنی همروندی را می‌پذیریم. همچنین از Akka برای مقیاس‌پذیری افقی روی چند JVM استفاده می‌کنیم. می‌توانید این‌کارها را انجام دهید و از همان سیستم زمان اجرا (Runtime) استفاده کنید. اساساً یک بار کد را می‌نویسید [و همه‌جا آن را اجرا می‌کنید] و به هیچ کدام از این‌ها فکر نمی‌کنید. بنابراین اگر با مدل اکتور کار کنید برنامه‌ی خود را برای مقیاس‌پذیری عمودی یا افقی و گاهی هر دو، آماده کرده‌اید. چون این سطح از واگذاری مسئولیت‌ها (Indirection) را دارید، سیستم زمان اجرا می‌تواند در زمان مقیاس‌پذیری افقی یا عمودی به جای شما این تصمیم‌ها را بگیرد.
ادامه مطلب ...

ارائه توسط: Kief Morris
مترجم: محمد علی بزرگ زاده 1396/06/24
در این اپیزود که در سپتامبر ۲۰۱۶ منتشر شده است سوئن جوهان با کیف موریس صحبت می‌کند. کیف یک متخصص پردازش ابری در ThoughtWorks و نویسنده کتاب Infrastructure as Code از انتشارات O'Reilly است. می‌خواهیم بدانیم چرا این مبحث اهمیت روزافزون یافته است. بعد از آنکه در مورد مزایای آن یعنی امنیت، قابلیت حسابرسی، قابلیت تست، مستندسازی و قابلیت ردیابی صحبت کردیم، در این مورد بحث می‌کنیم که چطور می‌توان آن را در سازمان‌ها بنا نهاد.
کیف، به مصاحبه خوش آمدی.
متشکرم.
آیا هیچ چیز مهمی درباره شما بوده که فراموش کرده باشم ذکر کنم.
فکر می‌کنم این‌ها که گفتید مهم‌ترین‌های حال حاضر است.
بسیار خوب. زیرساخت با کد (Infrastructure as Code) چیست؟
روش‌های زیادی برای پاسخ دادن به آن وجود دارد. یکی این است که بگوییم بخش خودکارسازی (Automation) از CALM است که در DevOps مطرح می‌شود. CALM مخففی است که توسط DevOps ابداع شده است و از اول کلمات فرهنگ (Culture)، خودکارسازی (Automation)، یادگیری (Learning) و اندازه‌گیری (Measurement) تشکیل شده است. و بنابراین، زیرساخت با کد، بخش خودکارسازی آن است. در مورد نحوه انجام کارها توسط DevOps ها است که مدتی است این گرایش ایجاد شده که از ابزارهایی مانند Chef و Puppet و Ansible و SaltStack و … استفاده شود. فلسفه پشت آن را می‌توانم به این شکل بیان کنم که هم‌اکنون زیرساخت بجای اینکه یک چیز فیزیکی باشد مانند داده یا نرم‌افزار شده است و لایه‌های فیزیکی انتزاع شده‌اند. بنابراین می‌توانیم از این ابزارها، به همان نحوی استفاده کنیم که از نرم‌افزارها استفاده می‌‌کنیم. در نتیجه ابزارها و رویه‌هایی که در توسعه نرم‌افزار داریم مانند پکپارچه‌سازی مستمر (Continuous Integration)، توسعه برآمده از تست (Test Driven Development)، تحویل مستمر (Continuous Delivery)، سیستم‌های کنترل نسخ (Version Control Systems) و همه این‌گونه موارد را می‌توانیم به این حوزه هم بیاوریم و آن‌ها را بکار گیریم تا زیرساخت خود را مدیریت کنیم.
بسیار خوب. آیا بین زیرساخت با کد (Infrastructure as Code)، زیرساخت قابل برنامه‌نویسی (Programmable Infrastructure) و زیرساخت تعریف‌شده با نرم‌افزار (Software Defined Infrastructure) تفاوتی هست؟
دست‌کم از نظر من، زیرساخت قابل برنامه‌نویسی و یا زیرساخت و یا شبکه‌ی تعریف‌شده با نرم‌افزار، توانمندساز هستند. این‌ها ابزار هستند. وقتی مثلاً یک پلتفرم ابری مانند AWS یا OpenStack داریم به این معنی است که ما می‌توانیم این زیرساخت‌ها را برنامه‌نویسی کنیم چون برای آن API دارند. و زیرساخت با کد، به نوعی فلسفه نحوه انجام این کار است. این ایده‌ها که نرم‌افزار را با فایل تعریف کنیم و آن‌ها را تحت ابزارهای کنترل نسخ قرار دهیم، تست‌های خودکار را در قبالشان اجرا کنیم و آن را به محیط [اجرا] پیش بفرستیم، این‌ها همگی به شدت با هم مرتبطند.
من می‌خواهم بدانم که این چه ماحصلی داشته است؟ فکر می‌کنم اولین بار اصطلاح زیرساخت قابل برنامه‌نویسی را حدود ۲ سال پیش شنیدم. چه تغییری ایجاد شده که اکنون چیز مهمی شده است؟
فکر می‌کنم این مفاهیم، مدتی است که مطرح هستند. اگر بخواهیم یکی را نام ببریم که از پیشگامان باشد احتمالاً مارک برجس باشد که ابزار CFEngine را سال‌ها پیش در اوایل دهه ۹۰ ساخت. این‌ ابزار، فایل‌هایی داشت که در آن تعریف می‌کردید که زیرساخت‌تان چه شکلی باشد و ابزار، آن را اعمال می‌کرد و آن را به آن شکل، استمرار می‌داد. فکر می‌کنم ایده‌ها از اینجا شکل گرفت. بعدها حدود سال ۲۰۰۶ بود که DevOps یک مبحث دارای عنوان شد و روش‌هایی از کار کردن را هدف قرار داد که امروزه خیلی‌ها دارند بکار می‌برند.
وقتی من کار بر روی کتابم را آغاز کردم، تصمیم گرفتم که برای عنوانش از «زیرساخت با کد» استفاده کنم اما مطمئن نبودم که مبدع این اصطلاح چه کسی است. بنابراین تلاش کردم تا او را بیابم؛ با خیلی افرادی که درگیر بودند صحبت کردم. هیچ‌کس نبود که دقیقاً بداند، همه من را به دیگری ارجاع می‌دادند تا اینکه به خانه اول برمی‌گشت. اولین موردی که من از بکار بردن این اصطلاح یافتم مربوط به جان ویلس است که توییترش با عنوان @botchagalup شناخته‌شده‌تر است. او بعد از آنکه فکر می‌کنم با اندرو کلی شفر و شاید لوک کینس از Puppet صحبتی داشت، مقاله‌ای نوشت. فکر می‌‌کنم تا جایی که ما توانسته‌ایم شناسایی کنیم این دو ممکن است مبدع‌ این اصطلاح باشند اما خیلی‌ها کارهایی برای متداول کردن آن انجام داده‌اند. فکر می‌کنم الان زمانی است که به عنوان یک موضوع، توجه خیلی‌ها را جلب کرده است.
ادامه مطلب ...